کل نماهای صفحه

۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه

ابتکار جدید رشوه


سلام دوستان اول جوزا 13/92لایسنس دریوری خودرا تجدید میکردم در ریاست ترافیک کابل میرفتم که دیدم پولیسها دهن دروازه استادن مردم را تلاشی میکند ویک راه باریک که یکطرفش را اسکو سنگی وطرف دیگرش دیوار بود یک نفر بسیار به مشکل میرفت ودو جای تلاشی میکردنداز این کار شان خوشم آمد و مردم هم از این کار پولیس راضی بودند ؛ اول صبح رفتم که فورمه بگیرم چند نفر ازمن پیشتر آمده بودند ما هم بصف فورمه منتظیر ماندم از من پیشتر 10 نفر بودند که بروبار زیاد نبود وکسانی می آمدند همرای یک پولیس  یا ترافیک بدون که نوبت را مراعات نماید داخل میرفت فورمه میگرفتند؛بهر صورت یک ابتکار جدید رشوه گری که هیچکس نفهمد روز دوشنبه مدت 1 ساعت کارهای لایسنس خلاص شد که ساعت 10.18 دقیقه قبل از ظهر را نشان میداد فورمه لایسنس کهنه و واعیظ بانک را به شعبه لایسنس آوردم وبمن یک ورق خوردرابمن داد که در ان نوشته است 11 بجه روز پنچشنبه بیاید من سوال کردم که 4 روز طول میکشد اگر شما لطف نموده زودتر لایسنس مرا درست نماید که من وقت ندارم از ولایت آمدم رخصتی من تمام میشود وبرایم گفت که اگر شیرنی بمن بدهید امکان دارد که این شیرنی چندین برابر پول تحولی بانک بودقبول نکردم  رفتم صبح باز آمدم  که لایسنس را بگیرم گفت که درست نشده است ورفتم صبح زود پنچشنبه  اول کار که کردم لباس خودرا تبدیل کردم ولباس دیگر پتلون ونیکتای که گویا به عروسی میروم ومرتب کرده آمدم  مستقیم داخل شعبه لایسنس رفتم سلام کردم همرای شان احوال پرسی نمودم و برای شان گفتم که آمدم لایسنس خودرا بگیرم گفت کاغذ داری گفتم بلی امروز است ساعت 11 بجه ولی من کاردارم جای میروم مسول آنشعبه بدیگران گفت که لایسنس برادر را بدهیدبا بسیار برخورد محترمانه  پالیدن نبود اینها دست بکار شدن مدت 5 دقیقه کارهای لایسنس راتمام کردند بمن داد؛ من تعجب کردم که  5 دقیقه کار 4 روز مردم را ضایع میکند که مردم تا مجبور شود پول بدهد که تا کارشان زود اجرا شود یک راه نو برای رشوت گرفتن تلاش کنید تا برسید

۱۳۹۲ خرداد ۷, سه‌شنبه

وبلاگ نویسان بامیان

استاد برای همه کارخانگی دادن که یک طنز خبر تحلیل وخبر باشد  شخص یکه در روز های اول در جمع وبلاگ نویسان پیوست با هم صنفان خود آشنای نداشتن و هم صنفانش هم نمی دانستن که درجه تحصیل شان چه اندازه است استاد صنف برای دیگران معرفی نمود از توانای هایش تعریف نمودند واز ضعفش چیزی نگفت نمیخواست که بگوید من تاجایکه با این شخص شناخت دارم مکتب را هم تمام نکرده است تا صنف دهم درس خوانده است آنهم درزمانکه آتش جنگ درهر گوشه وطن زبانه میکشد نه معلم بود ونه کتاب فقط اسم از مکتب بود وبعد از مدتی مکتب بنام مکتب تخنیک که شباهت به دآنشگاه داشت در آنجا تا فراغت درس خوانده ویک لقب دیگر را ازآن خود نمود که مردم صدا میزدند انجنیر ومن از همصنفان سوال نمودم که آنشخص را میشناسید همه سکوت نمودن ومن جواب دادم انشخص حسین داد پیمان یعنی خودم هستم این طنز را برای این نوشتم که مردم فریب نخورد ومثل زنبور عسل.  زنبور عسلی که روی شاخه گل قالین بنشیند دست خالی به کندو باز میگردد

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

سرک بامیان کابل از مسیر کوتل شیبر

سلام دوستان خوبم یک خبر خوش دارم که از مشکلات مردم کاسته شود سرک کوتل شیبر که مربوطه بامیان میباشد کار آن قرار است اول جوزا سال جاری بصورت اساسی وقیر آغاز شود امیدوارم که باقی ماند این سرک که مربوط ولایت پروان میشود آغاز شود البته این سرک 6 کیلومتر میباشد ودر حدود12 کیلومتر دیگر خامه میماند تا به کابل

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۱, شنبه

بند امیر

سفیر سویس همرای خبر نگاران بی بی سی در بند امیر رفته بودیم و از مناطق دیدن نمودن .عکسهای از بند امیر وهمرای سفیر سویس

۱۳۹۲ فروردین ۲۴, شنبه

روز دهقان سال نو1392

روز دهقان که اول سال تجلیل میگردد در همه مناطق رسم ورسوم خاص دارند  واین هم عکسهای از روز دهقان
مردم های قریه چلپک نان مغزی ویا بولانی از خانه های خود آورده بالای بام مسجید همه مردم جمع شده تقسیم مینماید البته این مخصوص دهقانها میباشد. ودعای خیر نموده قلبه خودرا آغاز منماید.

۱۳۹۱ اسفند ۲, چهارشنبه

راهپیمایی مردم بامیان

دیروز مردم بامیان راهپیمای را بخاطر شهدای کویطه پاکیستان براه انداختن.از مسجید رهبر شهید الی نزد دفتر ملل متحید UNAMA  و میگفتن این نسل کشی و قتل زنجیری  عاملین اینها باید محاکمه شود ودر لیست سیاه سازمان ملل متحید قرار گیرد.
و چندین بار است که مردم هزاره کویطه مورد حمله وانتحاری قرار میگرد و ملل متحید در خواب است . کویطه غرق خون است...در خواب بانکی مون است. مدت 5 روز است که فعالین جامع مدنی در اعتصاب غذا بسر میبرد .و وضع صیحی شان خوب نیست وداکتران سیرم را برای شان تزریق نمودن ودر بین اینها یکی از برادران تاجک ما هم میباشد که احساسات خودرا ابراز کرده و همدردی خودرا با برادران هزاره اعلان نمودن .ودر راهپیمای هم یک ملاه مسجید برادران تاجک این حمله که بالای هزاره های کویطه صورت گرفتن محکوم کرده واز کشور پاکیستان و سازمان ملل خواست که عاملین اینها هرچه زوتر دستگیر شده ومجازات شود واین گزوه تروریست در لیست سیاه سازمان ملل متحید قرار گیرد.


این هم عکسهای از دیروز

۱۳۹۱ بهمن ۲۶, پنجشنبه

روز عاشقان

در این روز که روز عاشقان مسما شده است من هم یک تصویر بمنسبت همین روز برای عاشقان تقدیم مینمایم

۱۳۹۱ بهمن ۱۷, سه‌شنبه

برف بامیان

سلام دوستان دیروز به اینطرف راه کابل بامیان به اثر برف کوچ مسدود شده است این برف کوچ به کوتل شیبر رخ داده است از تلفات جانی ومالی تا هنوز خبر در دسترس ندارم:
این هم چند قطعه عکس از برف بامیان .
واین هم عکسهای برفی صالصال وشهمامه.

۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

حسینیه عمومی سرشیبر


سلام دوستان محرم امسال در شیبر بسیار خوب گزشت ومراسیم عزاداری محرم وعاشورارا باسخنرانی ملاه ودسته سینه زنی وزنجیر زنی با هیت عذاداران به بامیان در مسجید رهبر شهید و حسینیه فاد مستی ودیگر حسینیه ها با نوحه خوانی وسینه زنی وبا شعار دادن که حسین رهبر ماست  تا سیزده هم محرم  جریان داشت عکسهای از هیت عذاداران حسینیه عمومی سر شیبر.

۱۳۹۱ آبان ۱۰, چهارشنبه

عید قربان درمسیر راه کابل

سلام دوستان روز عید قربان در مسیر راه کابل ساعت دوبجه بعد از ظهر در منطقه ولسوالی شیخعلی ولایت پروان بطرف کابل درحرکت بودم که موترم خراب شد از موتر پاین شدم دیدم که لیدر پایه پیشروی موترم خراب شده وآنرا باز نمودم دیدم که هیچ چاره ندارد ومن پیپ که از آن ویکوم می اید آنرا بند نمودم ساعت هم تقریبآ 3:30 دقیقه شده است وبه راه خود بطرف کابل ادامه دادم از یکطرف بریک موترم کار نمیکند ودیگر امنیت راه هردو مرا بتشویش انداختن تا اینکه به شهر چاریکار رسیدم و اتفاقآ که یک پرزه فروشی باز بود و لیدر هارا گرفتم نزد میستری بردم موترا درست نمودم شام به کابل در خانه رسیدم روز اول عید در مسیر راه سپری شد .
روز چهارم عید از کابل بطرف بامیان در حرکت بودم در منطقه ولسوالی شیخعلی دهن شینگریان که از سمت راست یک سرک فرعی امده یک مرد همرای یک خانم سوار بر موترسیکل می آید من هم سرعت نداشتم زیرا که هم بازار است و هم جمپ میباشد وباز هم موتر خودرا بطرف دست چپ هدایت کردم ناگهان  یک صدای وحشتناک بگوشم رسید دقیق شدم دیدم که آن موتر سوار در سمت راست موتر خورده . تعجب اینجاست که در همان منطقه از این طرف موترم خراب شده بود وبرگشت این حادیثه رخ داد...

۱۳۹۱ مهر ۲۵, سه‌شنبه

سردی هوا وسردی بند امیر


دیروز من با دوستان به بند امیر رفتیم و هوا همپنان سرد بود زیرا  در  شب  گزشته برف باریده بود چونکه هواسرد شد بند امیر هم سرد میشود.

۱۳۹۱ خرداد ۱۴, یکشنبه

سنگ بر

چند روز قبل من بطرف ولسوالی کهمرد ولایت بامیان میرفتم شام بدهن سیغان بودم وبخاطر کاری ضروری به بازار دوآب میخ زرین روان شدم همرای دو نفر نوجوان ویک شخص دیگر که سن بزرگتر بودهمرای ما جمله 4 نفر ومن هم درایوری میکردم وقت از شام گزشته بود وباران بسیار میبارید نزدیک دواب که رسیدم یک صدای بسیار وحشتناک که گویا تمام کوه فرو ریخته و کسی صدا زد که ماین من خودرا تکان دادم که روی شکم وپایم درد وسنگینی میکند خودرا تکان دادم که سنگ نسبتآ کلان بالای بایم میباشد دروازه موتر را باز نمودم وسنگ را پاین انداختم وپای راستم را بالا کردم ومیخواستم که پای چپم را بالا کنم که سرم گیچ شد ودیگر نفهمیدم همین اشخاص که بامن بود مرا در نزد داکتر بردند خونریزی بسیار زیاد داشتم بعد از 1 ساعت با هوش آمدم نصف راه سیغان میباشم .
ودرد پایم ویک چشمم بسیار شدید بود بهر صورت خداوند نگهداشت مرا   سنگ از بالا آمده به شیشه پیش روی وبالای اشترینگ  وضربه سوم بمن خورد . گر نگهدار تو باشد خالق یکتا // شیشه را در بغل سنگ نگهمیدارد

این هم عکس از آن حادیثه و موتر